مراکز داده با نگرانیهای زیستمحیطی در بحبوحه رونق هوش مصنوعی در آمریکای لاتین با مقاومت روبرو میشوند
این پرسش و پاسخ در ابتدا به عنوان بخشی از خبرنامه TechScape گاردین منتشر شده است. برای عضویت در این خبرنامه هفتگی اینجا کلیک کنید. مراکز دادهای که رونق هوش مصنوعی را تغذیه میکنند، ابعادی فراتر از تصور دارند. مسائل مالی، مقیاس فیزیکی و حجم اطلاعات موجود در آنها آنقدر عظیم است که ایده توقف ساختوسازشان میتواند شبیه مخالفت با بهمنی در حال پیشروی به نظر برسد. با وجود مقیاس و شتاب انفجار مراکز داده، مقاومت در ایالات متحده، بریتانیا و آمریکای لاتین، جایی که مراکز داده در برخی از خشکترین مناطق جهان ساخته شدهاند، در حال افزایش است. مخالفتهای محلی در هر سه منطقه اغلب بر تأثیرات زیستمحیطی و مصرف منابع این سازههای غولپیکر متمرکز بوده است. پاز پنا، پژوهشگر و همکار بنیاد موزیلا است که تأثیرات اجتماعی و زیستمحیطی فناوری، بهویژه مراکز داده و بهخصوص در آمریکای لاتین را مطالعه میکند. او در جشنواره موزیلا در بارسلون با گاردین درباره چگونگی مراجعه جوامع در آمریکای لاتین به دادگاه برای استخراج اطلاعات از دولتها و شرکتهایی که ترجیح میدهند آن را مخفی نگه دارند، صحبت کرد. گاردین: آیا میتوانید تحقیق خود را توصیف کنید؟ پاز پنا: اساساً تحقیق من درباره مواضع دولتها در قبال مراکز داده و وعدههای پشت آنها است. روابط دولتهای امروز در آمریکای لاتین با شرکتهای بزرگ فناوری چیست؟ فعالیتهای لابیگری زیادی در زمینه زیرساختها و مراکز داده از سوی شرکتهای بزرگ فناوری به دولتهای آمریکای لاتین وجود دارد. شیلی و برزیل دو کشور پیشرو در زمینه مراکز داده در آمریکای لاتین هستند و شیلی یکی از کشورهایی در آمریکای لاتین است که مقاومت زیادی در برابر مراکز داده دارد. کاری که دولتها انجام میدهند - من درباره دولتهای چپگرا صحبت میکنم... آنچه آنها به دنبالش هستند، سرمایهگذاری خارجی برای مراکز داده در کشورهایشان است. مبالغ هنگفت است. این یک سیاست عمومی برای جذب [مراکز داده] با آنچه آنها برنامههای سرمایهگذاری ملی مینامند، است. آنها معافیتهای مالیاتی ارائه میدهند، به عنوان مثال، در برزیل، که در آنجا بحثبرانگیز است. در مورد شیلی، کاری که آنها در واقع انجام میدهند، تلاش برای لغو مقررات ارزیابیهای زیستمحیطی است که مراکز داده از آن عبور میکنند. پنا: دقیقاً. هیچ دسته خاصی از ارزیابی تأثیرات زیستمحیطی برای مراکز داده در آمریکای لاتین وجود ندارد. در مورد شیلی در حال حاضر، آنها بر دیزلی که استفاده میکنند ارزیابی میشوند، زیرا از ژنراتورهای دیزلی برای انرژی استفاده میکنند. این مقادیر عظیمی از دیزل است. دولت در واقع یک تغییر اداری در ارزیابی سیستم زیستمحیطی ایجاد کرده است، که در آن آستانهای که مراکز داده برای عبور از ارزیابی زیستمحیطی بر اساس دیزل باید به آن برسند، تغییر کرده است.
به طور جادویی، این بدان معناست که مراکز داده در شیلی دیگر تحت ارزیابیهای زیستمحیطی قرار نمیگیرند، که دلیل درک جوامع از تأثیرات مراکز داده بود. آنها در حال حاضر این اطلاعات را ندارند. آنچه ما شاهد آن هستیم این است که دولتها فرصتهایی برای سرمایهگذاری ایجاد میکنند، اما قوانین و مقرراتی برای تأثیرات زیستمحیطی مراکز داده، قوانین مربوط به مصرف دیزل، انرژی و آب ایجاد نمیکنند. بدون این اطلاعات در مورد مراکز داده، آیا فکر میکنید که مخالفت با آنها سردرگم یا تضعیف شده است زیرا نمیدانند با چه چیزی مخالفت میکنند؟ یا به دلیل احساس عدم اطلاعرسانی در مورد آنچه واقعاً در حال وقوع است، مخالفت بیشتری را برمیانگیزد؟ در مورد شیلی، من میگویم که فعالان محلی از دولت چپگرا بسیار عصبانی هستند. وعدههای این دولت این بود که تمرینی از قدرت زیستمحیطی و پایدار باشد، درست است؟ رئیسجمهور [گابریل] بوریک در واقع این را گفت که یک دولت زیستمحیطی تشکیل خواهد داد. هیچکس واقعاً این را باور نمیکند. اما آنها این را در گفتمان قرار دادند. بنابراین شما باید به حرفهایتان عمل کنید، درست است؟ مردم واقعاً عصبانی هستند. من میگویم به دو دلیل. اول اینکه آنها شفافیت لازم برای درک آنچه در محلههایشان میگذرد را ندارند. دومین مورد این است که آنها به شدت از این موضوع عصبانی هستند زیرا طرح ملی مراکز داده، که دوباره، یک طرح سرمایهگذاری خارجی است، برای شرکتها ارائه میشود - اما لزوماً برای جوامع نیست. هنگامی که آنها این طرح را به طور عمومی ارائه کردند، که حدود دو ماه پیش بود، تمام صنعت حضور داشت، اما افراد بسیار کمی از جوامع. جوامع احساس کردند که از گفتگو کنار گذاشته شدهاند. اگر قرار است مرکزی داده در محله من برنامهریزی شود و من مخالف آن باشم، چه کاری باید انجام دهم؟ در یک جامعه، افرادی را خواهید یافت که مرکز داده را درک میکنند و برخی افراد ایدهای از آن نخواهند داشت. بنابراین هنگامی که آنها شنیدهاند، احتمالاً از دو منبع شنیدهاند: یک سیستم ارزیابی دولتی یا رسانهها. بنابراین هنگامی که آنها در مورد این موضوع شنیدهاند، مشکل اصلی آنها دوباره شفافیت است. زیرا پنهانکاری شرکتی همچنان در مورد منابعی که این مراکز داده نیاز دارند - انرژی، آب و غیره - بسیار رایج است. مشکلی که ما در آمریکای لاتین شاهد آن بودهایم - یک مثال باورنکردنی در اروگوئه در این مورد وجود دارد - این است که دولتها در واقع با این پنهانکاری شرکتی موافقت میکنند. هنگامی که یک جامعه اطلاعات بیشتری درخواست میکند، دولت میگوید: این پنهانکاری شرکتی است. ما نمیتوانیم آن اطلاعات را به شما بدهیم. بنابراین به طور کلی، آنچه ما شاهد آن هستیم این است که جوامع در حال بررسی مراجعه به دادگاه برای درخواست آن اطلاعات هستند.
زیرا در آمریکای لاتین، توافقنامهای بینالمللی به نام «توافقنامه اسکازو» وجود دارد که یک توافقنامه زیستمحیطی در مورد شفافیت است و بیان میکند که یک دولت نمیتواند این اطلاعات فوقالعاده مهم را از مردم پنهان کند. در مورد اروگوئه، آنها به دادگاه رفتند، زیرا یک مرکز داده گوگل در اروگوئه، در مونتهویدئو، پایتخت، در حال ساخت بود. چند سال پیش، آنها خشکسالی شدیدی را تجربه کردند که مردم مونتهویدئو مجبور بودند با سطل آب حمام کنند. در همین حال، دولت اعلام کرد که این مرکز داده گوگل، که مقادیر عظیمی آب مورد نیاز خواهد داشت. بنابراین مردم میپرسیدند که آیا این آب، این منبع بسیار کمیاب، باید به گوگل اختصاص یابد یا به مردم. این یک سوال منصفانه است. آنها دقیقاً نمیدانستند گوگل به چه مقدار آب نیاز خواهد داشت. بنابراین از دولت پرسیدند. دولت پاسخ منفی داد. وزیر محیط زیست گفت: خیر، شما نمیتوانید این اطلاعات را داشته باشید زیرا این یک راز تجاری گوگل است. بنابراین آنها به دادگاه رفتند و در واقع پیروز شدند. دادگاه به توافقنامه اسکازو استناد کرد. هنگامی که یک جامعه موضع عمومی میگیرد و میگوید ما اطلاعات بیشتری در مورد این و آن، و تأثیرات اجتماعی و زیستمحیطی میخواهیم، این تصور ایجاد میشود که آنها مخالف پیشرفت، پیشرفت تکنولوژیکی، پیشرفت اقتصادی هستند. شرکتها، و من خواهم گفت، متأسفانه، دولتها - آنها جوامع را نوعی مانع میبینند. اولین چیزی که مردم نیاز دارند اطلاعات است، و اولین مانعی که با آن روبرو میشوند، فقدان اطلاعات است. بنابراین من میگویم اولین قدمی که آنها باید بردارند، یافتن هر منبع اطلاعاتی است، و گاهی اوقات مراجعه به دادگاه. اکثریت این اقدامات موفقیتآمیز نیستند، اما گاهی اوقات تنها راهی هستند که شرکتها و همچنین، متأسفانه، دولتها اطلاعات را به مردم میدهند. اگر در این مبارزه شکست بخورید، در این صورت چه باید بکنید اگر عضوی از این جامعه هستید؟ برای برخی از جوامع در شیلی که من با آنها مصاحبه کردم، شرکتهای بزرگ فناوری در واقع دشمن نبودند، که بسیار جالب است. طرحهای مراکز داده به عنوان فرصتی برای ارتقاء سطح معیارهای زیستمحیطی دیده میشدند، زیرا مردم در آن جوامع توسط بسیاری از بازیگران شرکتی بد که زیاد آلودگی ایجاد میکنند و حتی اهمیتی نمیدهند، احاطه شدهاند. این لزوماً یک جنبش علیه فناوری بزرگ نیست. هنوز نه، من میگویم. شاید بعداً. در حال حاضر، این جوامع یک شرکت فناوری را که در حال برنامهریزی یک مرکز داده است، نه به عنوان یک بازیگر بد، بلکه در واقع به عنوان یک فرصت استراتژیک برای ارتقاء سطح مراقبت و معیارهای زیستمحیطی در محلههای خود میبینند. شرکتهای بزرگ فناوری این ضرورت را دارند که بازیگر خوب در جهان باشند، یا حداقل اینگونه دیده شوند، بنابراین فرصتی برای مردم وجود دارد که بگویند، «فناوری بزرگ سطح مراقبتهای زیستمحیطی را ارتقاء داده است.»
بیایید سعی کنیم نوعی فشار بر سایر بازیگران مخرب وارد کنیم. مقادیر عظیم پول و مقیاس فیزیکی این موارد بسیار بزرگ است. به نظر میرسد آنها در این سطح غیرانسانی بزرگی فعالیت میکنند. چگونه مردم به مخالفت خود با این پروژهها باور دارند؟ آنها آنقدر عظیم هستند که گویی در حال مخالفت با یک زلزله هستید. به طور کلی، افرادی که با مراکز داده مبارزه میکنند، افرادی هستند که پیشینه فعالیت در مسائل زیستمحیطی دارند. اینها افرادی هستند که واقعاً به مبارزات بزرگ عادت دارند. اینها افرادی هستند که واقعاً درک میکنند مقابله با شرکتها و دولتها چقدر دشوار است.
به طور جادویی، این بدان معناست که مراکز داده در شیلی دیگر تحت ارزیابیهای زیستمحیطی قرار نمیگیرند، که دلیل درک جوامع از تأثیرات مراکز داده بود. آنها در حال حاضر این اطلاعات را ندارند. آنچه ما شاهد آن هستیم این است که دولتها فرصتهایی برای سرمایهگذاری ایجاد میکنند، اما قوانین و مقرراتی برای تأثیرات زیستمحیطی مراکز داده، قوانین مربوط به مصرف دیزل، انرژی و آب ایجاد نمیکنند. بدون این اطلاعات در مورد مراکز داده، آیا فکر میکنید که مخالفت با آنها سردرگم یا تضعیف شده است زیرا نمیدانند با چه چیزی مخالفت میکنند؟ یا به دلیل احساس عدم اطلاعرسانی در مورد آنچه واقعاً در حال وقوع است، مخالفت بیشتری را برمیانگیزد؟ در مورد شیلی، من میگویم که فعالان محلی از دولت چپگرا بسیار عصبانی هستند. وعدههای این دولت این بود که تمرینی از قدرت زیستمحیطی و پایدار باشد، درست است؟ رئیسجمهور [گابریل] بوریک در واقع این را گفت که یک دولت زیستمحیطی تشکیل خواهد داد. هیچکس واقعاً این را باور نمیکند. اما آنها این را در گفتمان قرار دادند. بنابراین شما باید به حرفهایتان عمل کنید، درست است؟ مردم واقعاً عصبانی هستند. من میگویم به دو دلیل. اول اینکه آنها شفافیت لازم برای درک آنچه در محلههایشان میگذرد را ندارند. دومین مورد این است که آنها به شدت از این موضوع عصبانی هستند زیرا طرح ملی مراکز داده، که دوباره، یک طرح سرمایهگذاری خارجی است، برای شرکتها ارائه میشود - اما لزوماً برای جوامع نیست. هنگامی که آنها این طرح را به طور عمومی ارائه کردند، که حدود دو ماه پیش بود، تمام صنعت حضور داشت، اما افراد بسیار کمی از جوامع. جوامع احساس کردند که از گفتگو کنار گذاشته شدهاند. اگر قرار است مرکزی داده در محله من برنامهریزی شود و من مخالف آن باشم، چه کاری باید انجام دهم؟ در یک جامعه، افرادی را خواهید یافت که مرکز داده را درک میکنند و برخی افراد ایدهای از آن نخواهند داشت. بنابراین هنگامی که آنها شنیدهاند، احتمالاً از دو منبع شنیدهاند: یک سیستم ارزیابی دولتی یا رسانهها. بنابراین هنگامی که آنها در مورد این موضوع شنیدهاند، مشکل اصلی آنها دوباره شفافیت است. زیرا پنهانکاری شرکتی همچنان در مورد منابعی که این مراکز داده نیاز دارند - انرژی، آب و غیره - بسیار رایج است. مشکلی که ما در آمریکای لاتین شاهد آن بودهایم - یک مثال باورنکردنی در اروگوئه در این مورد وجود دارد - این است که دولتها در واقع با این پنهانکاری شرکتی موافقت میکنند. هنگامی که یک جامعه اطلاعات بیشتری درخواست میکند، دولت میگوید: این پنهانکاری شرکتی است. ما نمیتوانیم آن اطلاعات را به شما بدهیم. بنابراین به طور کلی، آنچه ما شاهد آن هستیم این است که جوامع در حال بررسی مراجعه به دادگاه برای درخواست آن اطلاعات هستند.
زیرا در آمریکای لاتین، توافقنامهای بینالمللی به نام «توافقنامه اسکازو» وجود دارد که یک توافقنامه زیستمحیطی در مورد شفافیت است و بیان میکند که یک دولت نمیتواند این اطلاعات فوقالعاده مهم را از مردم پنهان کند. در مورد اروگوئه، آنها به دادگاه رفتند، زیرا یک مرکز داده گوگل در اروگوئه، در مونتهویدئو، پایتخت، در حال ساخت بود. چند سال پیش، آنها خشکسالی شدیدی را تجربه کردند که مردم مونتهویدئو مجبور بودند با سطل آب حمام کنند. در همین حال، دولت اعلام کرد که این مرکز داده گوگل، که مقادیر عظیمی آب مورد نیاز خواهد داشت. بنابراین مردم میپرسیدند که آیا این آب، این منبع بسیار کمیاب، باید به گوگل اختصاص یابد یا به مردم. این یک سوال منصفانه است. آنها دقیقاً نمیدانستند گوگل به چه مقدار آب نیاز خواهد داشت. بنابراین از دولت پرسیدند. دولت پاسخ منفی داد. وزیر محیط زیست گفت: خیر، شما نمیتوانید این اطلاعات را داشته باشید زیرا این یک راز تجاری گوگل است. بنابراین آنها به دادگاه رفتند و در واقع پیروز شدند. دادگاه به توافقنامه اسکازو استناد کرد. هنگامی که یک جامعه موضع عمومی میگیرد و میگوید ما اطلاعات بیشتری در مورد این و آن، و تأثیرات اجتماعی و زیستمحیطی میخواهیم، این تصور ایجاد میشود که آنها مخالف پیشرفت، پیشرفت تکنولوژیکی، پیشرفت اقتصادی هستند. شرکتها، و من خواهم گفت، متأسفانه، دولتها - آنها جوامع را نوعی مانع میبینند. اولین چیزی که مردم نیاز دارند اطلاعات است، و اولین مانعی که با آن روبرو میشوند، فقدان اطلاعات است. بنابراین من میگویم اولین قدمی که آنها باید بردارند، یافتن هر منبع اطلاعاتی است، و گاهی اوقات مراجعه به دادگاه. اکثریت این اقدامات موفقیتآمیز نیستند، اما گاهی اوقات تنها راهی هستند که شرکتها و همچنین، متأسفانه، دولتها اطلاعات را به مردم میدهند. اگر در این مبارزه شکست بخورید، در این صورت چه باید بکنید اگر عضوی از این جامعه هستید؟ برای برخی از جوامع در شیلی که من با آنها مصاحبه کردم، شرکتهای بزرگ فناوری در واقع دشمن نبودند، که بسیار جالب است. طرحهای مراکز داده به عنوان فرصتی برای ارتقاء سطح معیارهای زیستمحیطی دیده میشدند، زیرا مردم در آن جوامع توسط بسیاری از بازیگران شرکتی بد که زیاد آلودگی ایجاد میکنند و حتی اهمیتی نمیدهند، احاطه شدهاند. این لزوماً یک جنبش علیه فناوری بزرگ نیست. هنوز نه، من میگویم. شاید بعداً. در حال حاضر، این جوامع یک شرکت فناوری را که در حال برنامهریزی یک مرکز داده است، نه به عنوان یک بازیگر بد، بلکه در واقع به عنوان یک فرصت استراتژیک برای ارتقاء سطح مراقبت و معیارهای زیستمحیطی در محلههای خود میبینند. شرکتهای بزرگ فناوری این ضرورت را دارند که بازیگر خوب در جهان باشند، یا حداقل اینگونه دیده شوند، بنابراین فرصتی برای مردم وجود دارد که بگویند، «فناوری بزرگ سطح مراقبتهای زیستمحیطی را ارتقاء داده است.»
بیایید سعی کنیم نوعی فشار بر سایر بازیگران مخرب وارد کنیم. مقادیر عظیم پول و مقیاس فیزیکی این موارد بسیار بزرگ است. به نظر میرسد آنها در این سطح غیرانسانی بزرگی فعالیت میکنند. چگونه مردم به مخالفت خود با این پروژهها باور دارند؟ آنها آنقدر عظیم هستند که گویی در حال مخالفت با یک زلزله هستید. به طور کلی، افرادی که با مراکز داده مبارزه میکنند، افرادی هستند که پیشینه فعالیت در مسائل زیستمحیطی دارند. اینها افرادی هستند که واقعاً به مبارزات بزرگ عادت دارند. اینها افرادی هستند که واقعاً درک میکنند مقابله با شرکتها و دولتها چقدر دشوار است.