رباتی وارد بار میشود: آیا پژوهشگر ملبورنی میتواند هوش مصنوعی را به سمت کمدی سوق دهد؟
رباتها میتوانند انسانها را بخندانند – عمدتاً زمانی که زمین میخورند – اما یک پروژه تحقیقاتی جدید در حال بررسی این موضوع است که آیا رباتهای مجهز به هوش مصنوعی میتوانند واقعاً طنزآمیز باشند. اگر از ChatGPT بخواهید یک جوک خندهدار بگوید، چیزی در حد جوکهای داخل بیسکوییتهای کریسمس به شما ارائه میدهد: «چرا اسکلتها با هم نمیجنگند؟ چون جراتش را ندارند.» دکتر رابرت والتون از دانشگاه ملبورن، محقق ارشد دانشکده هنرهای زیبا و موسیقی، رویکرد متفاوتی را برای بررسی اینکه آیا رباتها میتوانند کمدی اجرا کنند، در پیش گرفته است. او با دریافت گرنتی حدود ۵۰۰ هزار دلاری از شورای تحقیقات استرالیا، گروهی از رباتها را برای اجرای استندآپ کمدی آموزش خواهد داد. و حداقل در ابتدا، آنها از کلمات استفاده نخواهند کرد. والتون میگوید: «رباتها در خنداندن مردم خوب هستند… آنها طنزآمیز هستند زیرا خراب میشوند و به اشیاء برخورد میکنند، و ما به آنها میخندیم. با این حال، وقتی سعی میکنند عمداً کاری خندهدار انجام دهند، دیگر چندان خندهدار نیست. ما به آنها نمیخندیم زیرا واقعاً، در اعماق وجودمان، باور نداریم که آنها میتوانند طنزآمیز باشند.» تینا فی از برنامه Saturday Night Live دقیقاً همین را در جشنواره کمدی ادینبورگ امسال بیان کرد. او گفت که هوش مصنوعی «قادر به طنزآمیز بودن نیست». اما آنچه والتون در حال بررسی آن است، هوش مصنوعی مبتنی بر متن یا مدلهای زبان بزرگ نیست. او قصد دارد با ارتباطات غیرکلامی شروع کند، چیزی که باید اجرا شود نه اینکه نوشته شود. او میگوید اصول کمدی شامل زمانبندی، درک مخاطب، ارتباط با تماشاگران، همراه با کمدی فیزیکی مانند دلقکبازی است. بنابراین، گروه او متشکل از حدود ۱۰ ربات – که ربات انساننما نخواهند بود، بلکه وسایل نقلیه زمینی با ارتفاع بین ۴۰ سانتیمتر تا ۲ متر هستند – در ابتدا با انسانها همکاری خواهند کرد تا یاد بگیرند چگونه به صورت بصری طنزآمیز باشند. آنها حرکت، نحوه کج شدن سر، یا زمانی که کسی میخندد را حس خواهند کرد. او میگوید: «ما به این سیستمها حواس بیشتری میدهیم، مانند حواس انسانی… به آنها گوش میدهیم، نه فقط برای شنیدن کلمات، بلکه برای چیزهایی مانند فاصلههای بین کلمات، ریتمها.» او آنها را به نوزادانی تشبیه میکند که هنوز نمیدانند چگونه ورودیها را درک کنند. او میگوید: «این بخشی از کاری است که ما با یادگیری ماشین و هوش مصنوعی انجام میدهیم – دادن راههای بیشتر برای حس کردن و راههای بیشتر برای ایجاد درکی جامعتر از معنای بودن در جهان. این واقعاً در استندآپ کمدی است که ارتباط بین ربات و مخاطب بسیار واضح است و بازخورد زیادی در جریان است.» در پاسخ به این سوال که آیا در نهایت صدا به آنها اضافه خواهد شد، والتون میگوید «احتمالاً». او اضافه میکند: «بستگی به پیشرفت کار دارد.» در اینجا تنشی وجود دارد، زیرا صنعت اجرا یکی از صنایعی است که مشاغل آن توسط هوش مصنوعی تهدید میشود و هوش مصنوعی محتوای خلاقانه را میدزدد.
پروژه والتون درباره ساخت رباتهایی نیست که جشنوارههای کمدی را تسخیر کنند، بلکه درباره بررسی این موضوع است که آیا کمدی باورپذیر چیزی است که بتوان به رباتها آموخت، تا درک بهتری از چگونگی استفاده ماشینها از شوخطبعی و دستکاری به دست آید و تعاملات انسان و ربات و خطرات و مزایای آن بهتر درک شود. والتون میگوید پارادوکسی در قلب کار او وجود دارد: شوخطبعی میتواند برای خلع سلاح یک موقعیت استفاده شود، اما میتواند به صورت قهری نیز به کار رود. او میگوید ممکن است کار با رباتهایی که زمانبندی کمدی دارند برای کمدینها جالب باشد، اما همین تکنیکها میتوانند به عنوان مثال توسط رباتهای مراقبتی که میتوانند یاد بگیرند در زمان مناسب، حرف درست را برای شاد کردن مردم بزنند، مورد استفاده قرار گیرند. او میگوید: «اما در حالی که من در حال بررسی این کار ساخت باورپذیری در اجرای کمدی توسط ماشینها هستم، چشم دیگرم به این است که این موضوع چه معنایی دارد و چگونه میتوان از آن به صورت قهری استفاده کرد؟» بسیاری تردید دارند که آیا اولین قدم، یعنی خندهدار کردن رباتها، ممکن است. در مراسم امسال گالا هنری G’Day USA، تیم مچین، کمدین و دانشمند استرالیایی، به جمعیت گفت که انسانها به «عاملیت همنوع انسانی خود در پشت هنر، تلاش، کوشش، انتخابها و اشتباهات» علاقهمند هستند. او میگوید: «هوش مصنوعی ممکن است برای چیزهای قابل بهبود بیاید، اما هرگز برای نقصهای ما نخواهد آمد. نقصهای ما انسانیت ماست.» سوزان پرووان، مدیر جشنواره کمدی ملبورن، میگوید آنچه کمدی را لذتبخش میکند «اصالت انسانی اصیل» است. او میگوید: «یک اجراکننده چیزی را میآورد که فقط خودش میتواند بیاورد، زیرا تجربه زیسته فردی خود را به مطالب میآورد.» «آنچه خندهدار است چیزی است که از یک لحظه، یک لحظه جادویی، یک مکث، یک تعامل با یکی از اعضای تماشاگر، یک ایده که ارتباط برقرار میکند یا نمیکند، میآید.» «شما به رباتی که اشتباه میکند خواهید خندید. این همان چیزی است که خندهدار خواهد بود.»
پروژه والتون درباره ساخت رباتهایی نیست که جشنوارههای کمدی را تسخیر کنند، بلکه درباره بررسی این موضوع است که آیا کمدی باورپذیر چیزی است که بتوان به رباتها آموخت، تا درک بهتری از چگونگی استفاده ماشینها از شوخطبعی و دستکاری به دست آید و تعاملات انسان و ربات و خطرات و مزایای آن بهتر درک شود. والتون میگوید پارادوکسی در قلب کار او وجود دارد: شوخطبعی میتواند برای خلع سلاح یک موقعیت استفاده شود، اما میتواند به صورت قهری نیز به کار رود. او میگوید ممکن است کار با رباتهایی که زمانبندی کمدی دارند برای کمدینها جالب باشد، اما همین تکنیکها میتوانند به عنوان مثال توسط رباتهای مراقبتی که میتوانند یاد بگیرند در زمان مناسب، حرف درست را برای شاد کردن مردم بزنند، مورد استفاده قرار گیرند. او میگوید: «اما در حالی که من در حال بررسی این کار ساخت باورپذیری در اجرای کمدی توسط ماشینها هستم، چشم دیگرم به این است که این موضوع چه معنایی دارد و چگونه میتوان از آن به صورت قهری استفاده کرد؟» بسیاری تردید دارند که آیا اولین قدم، یعنی خندهدار کردن رباتها، ممکن است. در مراسم امسال گالا هنری G’Day USA، تیم مچین، کمدین و دانشمند استرالیایی، به جمعیت گفت که انسانها به «عاملیت همنوع انسانی خود در پشت هنر، تلاش، کوشش، انتخابها و اشتباهات» علاقهمند هستند. او میگوید: «هوش مصنوعی ممکن است برای چیزهای قابل بهبود بیاید، اما هرگز برای نقصهای ما نخواهد آمد. نقصهای ما انسانیت ماست.» سوزان پرووان، مدیر جشنواره کمدی ملبورن، میگوید آنچه کمدی را لذتبخش میکند «اصالت انسانی اصیل» است. او میگوید: «یک اجراکننده چیزی را میآورد که فقط خودش میتواند بیاورد، زیرا تجربه زیسته فردی خود را به مطالب میآورد.» «آنچه خندهدار است چیزی است که از یک لحظه، یک لحظه جادویی، یک مکث، یک تعامل با یکی از اعضای تماشاگر، یک ایده که ارتباط برقرار میکند یا نمیکند، میآید.» «شما به رباتی که اشتباه میکند خواهید خندید. این همان چیزی است که خندهدار خواهد بود.»